X
تبلیغات
سعـدیـا

آبستن عشق‌ام؛
ویار تو را دارم..

حسین سعدی

+ نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 0:27 توسط حسین سعدی |


زائری از غبار می‌آید
خسته از روزگار می‌آید

زائری که سپیده دم از مه
بعد یک شام تار می‌آید

خالی از هر بهانه هر خواهش
محض دیدار یار می‌آید

در گریز از خزان پاییزی
زائری تا بهار می‌آید

زائری که برای دیدن ماه
با تلاطم کنار می‌آید

همه سرمایه‌اش محبت او
پّر ز مهر نگار می‌آید

زائری خسته از هیاهوها
با دلی خون و زار می‌آید

زائری از تبار در به دری
در پی یک مزار می‌آید


حسین سعدی

+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 19:50 توسط حسین سعدی |


تووی ذوق میزند

شرت‌های مارک دار پسرانی که

پیراهن‌هایشان

در پیچ و خم مدرنیته آب رفته است..


حسین سعدی

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 1:2 توسط حسین سعدی |

تکه‌های ته‌مانده "رانی" را میمانی

به دست آوردنت سخت است

 دل کندن از تو سخت تر..

حسین سعدی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 16:7 توسط حسین سعدی |

هی زخم زدی، خون جگرم کردی تو
با غصه و غم همسفرم کردی تو
قبل از تو دلم این همه دیوانه نبود
با آمدنت در به درم کردی تو..

حسین سعدی

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 1:36 توسط حسین سعدی |

یادم به خیر؛

چقدر

 دوست‌م داشتی..!

حسین سعدی

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 0:39 توسط حسین سعدی |

مطالب قدیمی‌تر