(1)
علائم حیاتی من
همین نفس کشیدن‌و
همین ضربان قلب توست!

(2)
عذاب شب اول قبر
همین نبودن تو،
همین تخت یک‌نفره است!

 

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه هفتم مهر 1393 |
 

 از تو شده پر نیمه‌ی خالی لیوانم
حال خوشی دارم ،کنارت، شاد و خندانم

عشقت به من حال و هوای تازه‌ای داده
بوی دل‌انگیزِ وصال خاک و بارانم

با تو که هستم قهوه طعم دیگری دارد
ردّ لبِ سرخ تو مانده روی فنجانم

تنها دلیل زندگی! پشت و پناه من!
بی‌تو عزیزم لحظه‌ای زنده نمی‌مانم

بانوی من! من حاضرم حبس ابد باشم
حالا که بین بازوان توست زندانم..

حسین سعدی
 

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه دهم شهریور 1393 |

تو خودت به من بگو
در پی سراب تو
تا کجای این کویر
ای نیاز ناگزیر
تشنه باشم و بگردم و نجویمت؟؟

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در جمعه هفتم شهریور 1393 |
 

غم آمده و راه گلو بسته شده
انگار زمان حرکتش آهسته شده
یک گوشه، فقط به مرگ میاندیشد
این مرد که از زندگی‌اش خسته شده..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 |

 

تن تو بستنی قیفی شیرینی که
وسط آتش مرداد زبان میخواهد..!

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 |

 

هر لحظه پا به پای خودت گریه میکنی
با بغض بی‌صدای خودت گریه میکنی

دائم شبیه شمع فقط آب میشوی..
در سوگ ِ ماجرای خودت گریه میکنی

در سیل اشک‌های غم‌ات غرق میشوی
تا مرز ناکجای خودت گریه میکنی

گاهی به داستان غم‌انگیز عشق‌تان
گاهی فقط برای خودت گریه میکنی

در اوج دلشکستگی ات آه میکشی
از لحن "ربنای" خودت گریه میکنی

"تنها" میان هجمه ی غم‌های هرشب‌ات
با درد بی دوای خودت گریه میکنی

هرشب در انزوای خودت ناله میزنی
هرشب در انزوای خودت گریه میکنی...

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در جمعه دهم مرداد 1393 |
 
 

یا علی (ع)
از بزرگی تو همین بس
هنوز هم که هنوز است
 باید به برخی فهماند
که تو خدا نیستی!

نوشته شده توسط حسین سعدی در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 |

سرخ و کوبنده و طوفانی؛
لب‌هات
پرسپولیسِ دهه‌ی شصت..!

|حسین سعدی|

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 |

دلم
ـ این اسبِ سیاهِ سرکش ـ
رام شدنی نیست!

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

بی‌مهری تو زبانزد آفاق است
زخمت به دل تمامی عشاق است
از عشق تو هیچ راه برگشتی نیست
بیچاره کسی که داخل باتلاق است!

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در شنبه چهاردهم تیر 1393 |

من نیازمند دست‌های امن تو
مثل کودکی به دست‌های مادرش
در میان ازدحام عابران..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در چهارشنبه یازدهم تیر 1393 |
 

می‌آیند و می‌روند
می‌آیند و می‌روند
می‌آیند و می‌روند
اتاق پرو اما
همیشه تنهاست..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در یکشنبه هشتم تیر 1393 |
 

نبودنت
حرف زور است

زیر بارش نمی‌روم..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در یکشنبه یکم تیر 1393 |
 

با این دل پاره‌پاره برمیگردم
تردید نکن دوباره برمیگردم
روزی که مرا از سر خود وا نکنی
آن روز به یک اشاره برمیگردم..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در جمعه سی ام خرداد 1393 |
 

خودم هم که بخواهم
عطر سردِ همکلاسی دخترم
اجازه نمی‌دهد
که بفهمم
مبحث جدید استاد را..
دوباره من‌ مانده ام و
انبوه واحدهایی که
هیچگاه پاس نمی‌شوند؛
لعنت به هرچه عطر سرد و
 همکلاسی دختر!

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 |

با تو
عاشقانه‌ترین دیالوگ دنیا
بی‌تو اما
مونولوگی محض‌ام..!

|حسین سعدی|

نوشته شده توسط حسین سعدی در جمعه شانزدهم خرداد 1393 |

روبه‌روی چشم‌های تو
زبانم همیشه بند می‌آید؛

نگاهت "حقِ وتو" دارد..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 |
 

هی اخم نکن؛ ماحصلش ویرانی‌ست
لبخند تو ابتدای سرگردانی ست
در هر نفست بهار جریان دارد
شیرین‌تر از عشق تو در این دنیا نیست..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در یکشنبه یازدهم خرداد 1393 |

دل‌ش از همیشه بیشتر گرفته بود
زندان
احساس اسارت می‌کرد
ضجه میزد نفس‌های آخر موسی بن جعفر (س) را..

|حسین سعدی|

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه پنجم خرداد 1393 |

چندیست هوای چشم من بارانی ست
هر خشت دلم بیانگر ویرانی ست

 بیماری دوری از خراسان دارم
تجویز پزشک من " حرم درمانی " ست

حسین سعدی

 

نوشته شده توسط حسین سعدی در یکشنبه چهارم خرداد 1393 |
 

تارعنکبوت بسته لب‌هام

دریغ از یک بوسه!

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در شنبه سوم خرداد 1393
 

اگرچه به مفت نمی‌ارزند
"جزوه‌های درسی" اما
همینکه بهانه ای برای رسیدن به تو باشند
بهترین پدیده عالم‌اند..


حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 |

به مناسبت وفات علیا مخدره حضرت زینب (س):

بانوي ما اسير نگاه نگار بود
قد خم نکرد زیر ستم، استوار بود

خطبه به خطبه گوش فلک کر شد از صداش
تیغ زبان نافذ او ذوالفقار بود

پیغمبرانه نهضت خود را ادامه داد
تنزیل آیه های لب‌اش اقتدار بود

یک لحظه خم به ابرو نیاورد پیش ظلم
حتی اگر به وسعت غم غصه دار بود

حتی اگر به پهنه ی یک آسمان فراق
آشفته مثل زلف پریشان یار بود

او آفتاب سر زده از پشت ابر ها
او روشنای ماه میان غبار بود

همچون شهاب دل به سیاهی زد و گذشت
در شام تار عقیله ی ما "والنهار" بود
...
دور و برش همیشه سری روی نیزه بود
از بعد کربلا وسط لاله زار بود..

 

حسین سعدی

 

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 |

به سوی تو
سال‌های سال است که میدوم
اما انگار
این "تردمیل"
قرار نیست مرا به تو برساند..


|حسین سعدی|

نوشته شده توسط حسین سعدی در جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 |


سه‌نقطه‌های دلت را بگو که پُر بکنم..

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393


چه جنایت‌ها که بر سر تو اتفاق نیفتاده و 
چه آتش‌ها که از گور تو بلند نشده است!

باید ترسید
چشم‌هایت 
به خودی خود یک جنگ جهانی‌ست..

|حسین سعدی|
نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 |


هزار و یک جواد خیابانی

روی مغزم راه میروند

وقتی که نیستی!


حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 |

من بی تو سکوت قبلِ یک زلزله‌ام
محکوم به اعدامم و در سلسله‌ام
تصمیم گرفته‌ای مرا ترک کنی؟؟
بادست خودت.. گور مرا.. راحله‌ام!


حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 |

آبستن عشق‌ام؛
ویار تو را دارم..

حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 |

زائری از غبار می‌آید
خسته از روزگار می‌آید

زائری که سپیده دم از مه
بعد یک شام تار می‌آید

خالی از هر بهانه هر خواهش
محض دیدار یار می‌آید

در گریز از خزان پاییزی
زائری تا بهار می‌آید

زائری که برای دیدن ماه
با تلاطم کنار می‌آید

همه سرمایه‌اش محبت او
پّر ز مهر نگار می‌آید

زائری خسته از هیاهوها
با دلی خون و زار می‌آید

زائری از تبار در به دری
در پی یک مزار می‌آید


حسین سعدی

نوشته شده توسط حسین سعدی در شنبه سی ام فروردین 1393 |
 
مطالب قدیمی‌تر